سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

415

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

اعتقاد به صحت خلافت جناب أمير ( عليه السلام ) پسِ پشت انداخته ، آنچه خواسته بلامحابا نگاشته ، همانا خدايش سلب توفيق كرده است كه اين كلمات خطا وألفاظ ناسزا در حق سرور أوصيا وأصحاب نجبا اجرا كرده است . عجب است كه در باب [ امامت ] مطاعنِ خوارج ونواصب را كه در حق جناب أمير ( عليه السلام ) ذكر كرده‌اند ، كفر گفته ، ودر مقام اعتذار از نقل آن گفته كه : نقل كفر ، كفر نباشد ( 1 ) ; ودر اينجا در محبت عمر چنان بي هوش وبي خود گرديده كه - من تلقاء نفسه الشريرة الخبيثة - مطاعن سترگ ومعائب بزرگ در حق جناب أمير ( عليه السلام ) ايراد كرده ، وتصديق وتحقيق واثبات آن به كمال اهتمام نموده ، به شانزده وجه ، بلكه زيادة از آن ، آن جناب را - عياذاً بالله - مطعون ساخته ، والحق از نواصب وخوارج هم گوى سبقت ربوده . وحقيقت اين است كه أخلاط سوداويه ظلمانية أو به جوشش آمده ، عنان تمالك از دستش ربوده ، اِتباع واقعي عمر وأبو بكر برگزيده ، بلكه مسابقت از ايشان نموده ، كه أبو بكر به محض قتال نفس رسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) واَتباع آن جناب حكم داده ، وعمر تهديد به احراق آن جناب ( عليه السلام ) نموده ، ومخاطب هم به تجويز آنچه شيخين تجويز آن كردند - يعنى قتل نفس رسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) واحراق بيت أهل بيت نبوي ( عليهم السلام ) - بپرداخت ، وهم كلمات ناسزا ومعائب شنيع در حق آن جناب واتباع آن حضرت ( عليه السلام ) بر زبان آورده ، دين وايمان خود تباه ، وروى خود سياه ساخته !

--> 1 . تحفه اثناعشريه : 227 .